آبتينآبتين، تا این لحظه: 16 سال و 2 ماه و 3 روز سن داره

آبتین عزیز دل مامان

کالسکه سواری

به آبتین می گم بیا بریم درشکه سوار شیم. گریه میکنه میگه نههههه نمی یام. بعد از یه مدتی بهش میگم میای بریم کالسکه سواری. خوشش اومده میگه آره می یام . ماسی من فکر کردم می خوایم سوار اسبه بشیم... من و پدر جون مجبور شدیم صبح جمعه دوباره بریم بوعلی تا آقا آبتین کالسکه سواری کنه ای آبتین شیطون بلا ...
27 شهريور 1391

آموزش خوردن بستنی

با آبتین رفتیم خیابون بوعلی . آبتین جون می گفت: ماسیم بریم خیابون بوعلیو ، چه چیزی بخریم. می پرسم چی بخریم .آبتین میگه : اسباب بازی..... مواد لازم : آبتین طلا : 1عدد ( تو دنیا یکی هست اونم مال مامان نسیمه ) پس دنبالش نگردید پیدا نمی کنید بستی قیفی : 1 عدد زبون کوچولو : 1 عدد   ...
27 شهريور 1391

گنجنامه

عصر پنجشنبه هم رفتیم گنجنامه . هوا خیلی خنک و عالی بود. وقتی خواستیم شام بخوریم من به پدر آبتین گفتم : من جگر می خورم آبتین هم جوجه.که ابتین با جدیتی تما گفت : جوجه نمی هام ، جوجه کبابی می خوام. ازش می پرسم چند سیخ می خوای: بازم با جدیت 5 تا انگشتهاشو بالا برده و میگه شیش سیخ. نوش جونت پسر گلم ...
27 شهريور 1391

لاله جین

اینجا لاله جین همدان هست که آبتین جون یاد گرفته با ژست عکس بندازه     ...
27 شهريور 1391

غار علیصدر

آبتین از غار و قایق خیلی خوشش اومد اما این آخراش دیگه خسته شده بود و همش می گفت: آب می خواد ما رو کجا ببره؟؟؟؟؟ اینم بستنی بعد از غار..... پی نوشت : این کلاه و عینک رو به سلیقه خود آبتین از غار خریدیم ...
27 شهريور 1391